نویسنده افتخاری نیو رمان شوید ، برای کسب اطلاعات بیشتر کلیک کنید
-

دانلود رمان سورنا قربانی یک رسم

دانلود رمان سورنا قربانی یک رسم,رمان سورنا قربانی یک رسم,دانلود کتاب رمان سورنا قربانی یک رسم,دانلود رمان سورنا قربانی یک رسم pdf,دانلود رمان سورنا قربانی یک رسم برای گوشی موبایل اندروید تبلت ,دانلود رایگان برای سورنا قربانی یک رسم,دانلود رمان سورنا قربانی یک رسم رایگان,دانلود رمان جدید,دانلود رمان های شهلا سورانی,شهلا سورانی,رمان,دانلود رمان,رمان جدید,رمان پی دی اف,

دانلود رمان سورنا قربانی یک رسم

دانلود رمان سورنا قربانی یک رسم

نام رمان: سورنا قربانی یک رسم

نویسنده: شهلا سورانی

ژانر : عاشقانه
تعداد صفحات : ۲۲۱
خلاصه:
داشتم دراگ اسب سفید خوشکلم رو نوازش میکردم که ببرمش بیرون تو علف های روستا بچره که صدای تیر اومد توجهی نکردم افسارش رو گرفتم با خودم به سمت چمنزار میرفتم بعد رسیدن دراگ رو آزاد کردم وخودم سمت چشمه رفتم اینقدر آبش زلال بود که چشمای به رنگ شبم وموهای سیاه وبلند بیرون زده از روسری . . .

بخشی از رمان:

یه نگاه به پشت سرم میکردم ویه نگاه به جلو که نمیدونم شاخه درخت از کجا اومد
روسریم بهش گیر کرد در نمیومد منم تند روسری رو از سرم در آوردم چند قدم بیشتر
نرفته بودم که از پشت بغلم کرد
یهو برگشتم طرفش که موهام به صورتش خورد وصاف تو چشماش زل زدمکجا
جوجه از مادر زاییده نشده بخواد منو دور بزنه حاال هم مثه بچه آدم میای میریم
یکی زدم زیر شکمش خواستم فرار کنم که زرنگتر از من بود دستم رو گرفت وبرگردوندمقاطی
شدی خانوم کوچولوبزار
برم منو قاطی دعوای مسخره ی خودتون نکنید
ویه سیلی خوابوند تو گوشم

رمان

(بیشتر…)

دانلود رمان انتخاب من نودهشتیا

دانلود رمان انتخاب من,رمان انتخاب من,دانلود رمان انتخاب من با فرمت پی دی اف,کتاب رمان انتخاب من,دانلود رایگان رمان انتخاب من,

دانلود رمان انتخاب من نودهشتیا

دانلود رمان انتخاب من

دانلود رمان انتخاب من

نام رمان: انتخاب من

نویسنده: مهدیه رزازپور

ژانر : عاشقانه
تعداد صفحات : ۱۹۵

خلاصه:

خواهر مهدیه به قتل میرسه و دختر خواهرش اونو قاتل مادرش میدونه از اون طرف دوست پسر صنم ( برادرزاده ی مهدیه ) هم به قتل میرسه. مسئول رسیدگی به این پرونده قتل هم نامزده مهدیه و برادر نامزده مهدیه هستن. این وسط چندتا راز هم وجود داره.

بخشی از رمان:

خسته و پژمرده رسیدم خونه کیفمو روی زمین رها کردم و به حموم رفتم اب سرد رو باز
کردم کف حموم نشستم زانوهامو بغل کردم اب سرد تازیانه میزد بر شانه هایم مغزم هنگ
هنگ بود خالی از هر گونه احساسی بودم حالم غیرقابل توصیف بود نمیدونم چه مدت ز یر
دوش بودم تا بالاخره تونستم از ابی که مانند احساسم سرد بود دل بکنم به اتاقم ر فتم رو
تخت ولو شدم به سقف خیره وایی خدا من کیم چرا اینقدر بی رحم شدم اهای سرنوشت با
من چه کردی صدای زنگ گوشیم که نوای گیتار بود به گوشم رسید و بعداز چندین باز تماس
گرفتن ساکت شد اما همین صدای گیتار بهم ارامش داد صدای اس امد با کلی زحمت از
تختم دل کندم و به سمت حال رفتم گوشی رو از داخل کیفم برداشتم ۰۲تا تماس بی پاسخ
و ۰تا اس ام اس دوباره گوشیم زنگ خورد اسم و عکس صنم هویدا شد دختری که چشم و
موهای قهوه ی داشت صورتی سفید دلربای دل ها تماس قطع شد قفل گوشی رو باز کر دم
و به قسمت پیام ها رفتم
صنم.چرا جواب نمیدی جواب بده یه اتفاق مهم افتاده..

(بیشتر…)