نویسنده افتخاری نیو رمان شوید ، برای کسب اطلاعات بیشتر کلیک کنید
-

دانلود رمان حباب

دانلود رمان حباب,رمان حباب,دانلود رمان حباب با فرمت پی دی اف و برای اندروید,دانلود رمان حباب برای گوشی و موبایل,دانلود رمان حباب برای تبلت,دانلود رمان های پروین.س.ابراهیمی,دانلود رمان جدید,دانلود رمان نودهشتیا,رمان حباب انلاین,دانلود رمان انلاین,دانلود رمان های جدید عاشقانه,رمان اجتماعی,دانلود رمان پروین ابراهیمی,رمان های جدید نودهشتیا,دانلود رمان های ایرانی,دانلود کتاب رمان حباب,دانلود رمان رایگان,دانلود رایگان رمان حباب,دانلود خلاصه رمان حباب,دانلود قسمتی از رمان حباب,رمان حباب به قلم پروین,رمان جدید ایرانی,دانلود رمان جدید اجتماعی,دانلود رمان با لینک مستقیم,دانلود رمان پی دی اف,دانلود رمان زیبا,نایس رمان,رمانکده,رمانسرا,رمان ایرانی,رمان حباب,دانلود رمان حباب,دانلود رمان حباب با حجم کم,

دانلود رمان حباب نودهشتیا

دانلود رمان حباب نودهشتیا

نام رمان: حباب

نوبسنده:پروین.س.ابراهیمی

ژانر : عاشقانه،اجتماعی
تعداد صفحات : ۱۸۷
خلاصه:
دختری با روح زخمی درست یک هفته مونده ب عروسیش فرار میکنه…فرار از دست مردی که قدرت دستشه …پناه بردن ب خانواده ای معمولی که از قضا عروسی پسر بزرگ نزدیکه….یک اتفاق …یک تشابه …یک اسم …و رازی که تو ی شب بارونی فاش میشه…

بخشی از رمان:

– صدای زنگ گوشیش بلند شد،از پشت پرده اشک به اسمی ک یه روز با افتادنش روی
گوشی قلبش میلرزید خیره شد گوشی و خاموش کرد و درون کیفش انداخت،حقم نبود
آرین حقم نبود و باز گریه کرد….
تو میدیدی اشکای نیمه شبامو
توی بی معرفت نداشتی هوامو
تو رفتی با اینکه میدونستی تنهامو
تو میدیدی صدای شکستنامو
تو میدیدی به پات نشستنامو
یهویی م رد حسمو تو خواستی که اینطوری شد…
راننده: خانم میخواهید خاموشش کنم اگه اذیتتون میکنه؟
– نه ارومی گفت و اشک از چشمهاش پایین میریخت
راننده:ببخشیدا ولی خدایی نکرده خبر بدی شنیدید ک انقدر حالتون خرابه؟
ب چشمهای کنجکاو راننده از اینه نگاهی کرد،چه خبری بدتر از این که یک هفته مونده ب
عروسی،عروسی بدست شوهرش کشته شه؟ داریم از این خبری بدتر؟ یعنی واقعا هستند
زنایی که اینجوری بمیرن؟

(بیشتر…)

دانلود رمان تمنا برای داشتنت

دانلود رمان تمنا برای داشتنت,رمان تمنا برای داشتنت,دانلود کتاب رمان تمنا برای داشتنت,دانلود رمان جدید,رمان عاشقانه,

دانلود رمان تمنا برای داشتنت

دانلود رمان تمنا برای داشتنت

نام رمان: تمنا برای داشتنت

نویسنده: محدثه حیدری

ژانر : عاشقانه
تعداد صفحات : ۹۴۷
خلاصه:

و عشق
می اید درست زمانی که انتظارش را نداری
درست لحظه ای که خودت را در دورترین نقطه از احساس میدیدی
و اینک عشق مهمان قلب دختری از جنس سختی ها..
تنهایی ها..
بغض ها میشود

عسل دختری ۲۰ساله از جنس تنهایی
حساس و شکننده
پراز خلا ها ناخواسته درگیر عشق میشود و..

 

بخشی از رمان:

با سرو صدای همیشگی چشامو باز کردم بلند شدم و به سمت حمام رفتم طبق عادت
همیشگیم که بعداز بیدار شدنم دوش میگرفتم شیر اب رو باز کردم و صبر کردم ولرم بشه
و بعد به زیر اب پناه بردم
اب تنمو نوازش میکرد اما هنوز روحم درد داشت با یاد حرفای دیشب فرهاد بازم بهم ریختم
البته دیگه این بحثا بین منو فرهاد تقریبا عادی شده بود..
از حمام خارج شدم و حوله رو تنم کردم و نشستم رو تخت حوله کوچکمم دور موهای
بلندم پیچیدم که ابش گرفته بشه هنوز حاله خوبی نداشتم باید باکسی حرف میزدم
کی بهتر از رها و سحر که دوستای قدیمیم بودن.گوشی رو برداشتم و شماره سحر رو گرفتم
بعداز سه تا بوق صدای پرانرژیش تو گوشم پیچید
بی حوصله گفتم سلام
عسل جونم چه عجب یه بار شما افتخار دادی و زنگ زدی
صدای سحر پراز نگرانی شدسحر
باید ببینمت به رها هم خبر بده ۷کافه تلخ باشید
_عسل چیزی شده؟

با همون لحن گفتم نه همون موضوع همیشگی

پوفی کرد و گفت
_باشه پس ۷کافه تلخ میبینمت

(بیشتر…)